پساساختارگرا ۱

تقدیمِ یک دختر که شعری بود از شب‌هام
من عذر می‌خواهم که در… درگیر این تب‌هام
▪️
من در توهّم‌های یک بیمار روحی‌ام
هی بوسه… هی بوسه که می‌ذاری تو بر لب‌هام

بوی تنت را می‌دهد در درز بالشتم
من را نبین امروز بی تو من غزل، زشتم

منظومه‌ای از چند شعری که نخواهم خواند
در اجتنابی از غزل‌هایت نباید ماند

باید رها شد از صدایت در درِ گوشم
آغوش گرمت را، کمالِ میل می‌پوشم

نزدیک می‌شی به تنم با قرص اعصابم
سیگار روشن می‌کنم… شاید که در خوابم!!
▪️
پر می‌خورم از خواب، از پرواز بی پروا
می‌پرسمت از پرسشِ: من دارمت، آیا؟

با دست لرزانت مرا از خواب، می‌خوابی
من دوستت دارم، چرا اینقدر بی تابی؟

آرام بخشی را به من تزریق… در دستم
آنقدر زیبایی که باید چشم.. من بستم
▪️
من را ببخشید که حرفم چرتی پرتی بود
مانند این دیوانه‌خانه‌ها منم خستم

تقدیمِ یک دختر، پرستار غزل نامی
▪️
من عذر می‌خواهم که در آغاز و اتمامی

میکائیل عوض‌زاده


Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *