به من، به رابطه تا به خودت خیانت کرد
همان کسی که تنش نقش عاصی من بود
و چند خاطره با احتیاط رد شدهاند
که چشمهای تو تیر خلاصی من بود
مرا فروختهای به کدام بی صفتی
که ماه، اول و آخرترین پناه من است
مرا کجای زمین ترک کردهای ای دوست
که شانههای رقیبان، تکیه گاه من است
قسم به سردی رنگی که به خودم زدهام
که شب درون خودم، توی خواب خواهم مرد
که کاش زود نمیگفت دوستم دارد
که قول داده دوباره زمین خواهم خورد
قسم که عشق تو طعمش به لحظهی مرگ است…
گرفته رنگ سفیدی تو در آغوشم
مرا دوباره بهشتی کنید تا اینبار
به جای سیب که لیوان زهر مینوشم
میکائیل عوضزاده
Leave a Reply